دیروز نتایج کانکور اعلام شد. با دیدن این خبر، ناخودآگاه ذهنم به هفده سال قبل برگشت؛ سال ۱۳۸۸، زمانی که خودم در امتحان کانکور شرکت کرده بودم.
آن روزها نه اینترنت به آسانی در دسترس بود و نه امکانات امروزی. تمام روز را با اضطراب سپری کردیم تا نتایج اعلام شود. روز اول هرچه تلاش کردیم، موفق نشدیم نتیجه را ببینیم. تا اینکه نزدیک ساعت سه بامداد، دوستم جناب آقای میرزا حیدری با من تماس گرفت و گفت: «عارف جان، تبریک! در کانکور کامیاب شدی.»
هرچند نتیجهای که آرزو داشتم به دست نیاورده بودم، اما از اینکه زحماتم بینتیجه نمانده بود، خوشحال بودم. مهمتر از همه، احساس میکردم در برابر خانوادهام شرمنده نیستم؛ خانوادهای که با هزار امید مرا برای آمادگی کانکور به کابل فرستاده بودند.
پس از ورود به دانشگاه، هدف بعدیام گرفتن بورسیه تحصیلی بود. همراه با حدود پنج هزار محصل دیگر در آزمون بورسیه شرکت کردم. بعد از مدتی نتایج اعلام شد و خوشبختانه برای بورسیه ترکیه پذیرفته شدم. خوشحالیام وصفناپذیر بود؛ اما متأسفانه قسمت نشد.
از وزارت تحصیلات عالی با من تماس گرفتند و گفتند هرچه زودتر برای خانهپری فورم مراجعه کنم. همان روز امتحان نهایی ریاضی داشتم و تصمیم گرفتم ابتدا امتحانم را بدهم و فردای آن روز مراجعه کنم. وقتی رفتم، دیدم فهرست جدید روی بُرد نصب شده و نام من دیگر در میان پذیرفتهشدگان نیست. هنوز هم نمیدانم چرا نام من و چند محصل دیگر حذف شد.
به مسئول مربوطه مراجعه کردم. پس از بررسی گفت: «منتظر باشید، شاید برای بورسیه روسیه، قزاقستان یا پاکستان معرفی شوید.» هیچ آشنایی در هیچیک از این کشورها نداشتم، اما همین که امید ادامه تحصیل زنده بود، برایم ارزش داشت.
برای انتخاب کشور با مرحوم مامایم، حاجی حسین نظری، مشورت کردم. خداوند ایشان را رحمت کند. ایشان گفتند: «روسیه برو.» اما من به دلیل مشکلات مالی و ناآگاهی از امتیازات بورسیه روسیه، پاکستان را انتخاب کردم. آن زمان فکر میکردم اگر به روسیه بروم، باید یک سال زبان بخوانم و توان پرداخت هزینههای اضافی را ندارم. به همین دلیل، با وجود دو سال تحصیل در دانشگاه کابل، راهی پاکستان شدم و ادامه تحصیل دادم.
آن روزها برای رسیدن به یک فرصت، رقابت واقعی وجود داشت. برای اینکه ناممان در فهرست پذیرفتهشدگان قرار بگیرد، شب و روز تلاش میکردیم. رقابتی سالم، همراه با امید و انگیزه.
اما امروز، با وجود اینترنت، آموزش آنلاین، کورسهای معتبر و دسترسی آسان به منابع آموزشی، متأسفانه انگیزه درس و تحصیل در میان بخشی از نسل جوان، چه دختر و چه پسر، کمرنگ شده است. البته این سخن شامل همه نمیشود؛ هنوز هم جوانان پرتلاش و شایسته فراوانی داریم.
پیام من به خواهران و برادران جوانم این است که دانش، سرمایهای است که هیچگاه از انسان گرفته نمیشود. روزهایی که امروز در اختیار دارید، ارزشمندترین سرمایه زندگی شماست. شبنشینیهای بیهدف، سرگرمیهای بیثمر و تلف کردن وقت، شاید امروز شیرین به نظر برسد؛ اما زمانی که مسئولیت زندگی بر دوش انسان قرار میگیرد، دیگر فرصت جبران به آسانی به دست نمیآید و تنها حسرت باقی میماند.
دیروز نتایج کانکور اعلام شد. با تأسف شنیدم از لیسهای که روزگاری حتی یک نفر هم بینتیجه نمیماند، امسال تنها چند تن موفق به راهیابی به دانشگاه شده است. این زنگ خطر برای همه ماست.
از پدران و مادران، استادان، تاجران، فرهنگیان، روشنفکران و همه کسانی که دل در گرو آینده جاغوری و افغانستان دارند، صمیمانه میخواهم که از خانههای خود آغاز کنیم؛ فرزندانمان را به مطالعه، یادگیری، مهارتآموزی و ادامه تحصیل تشویق کنیم. اگر امروز بیتفاوت باشیم، فردا با نسلی روبهرو خواهیم شد که از دانش و مهارت فاصله گرفته است.
بیایید منتظر دیگران نباشیم. نه منتظر دولت، نه منتظر مؤسسات و نه منتظر برادران و خواهران مهاجر. هرکدام از ما میتوانیم چراغی روشن کنیم. آینده را از همین امروز باید ساخت.
تقدیم به همه دانشآموزان و دانشجویان:
به دانش، راه فردا را توان ساخت،
چراغی از دلِ شب، جاودان ساخت.
کتاب و فکر، بالِ پرواز انسان است،
به علم و همت، میتوان دنیا را جوان ساخت.
با حرمت
محمد عارف صمیم