کوچ اجباری؛ مرثیهای برای نسل پرپرشده نسلی که باید قلم به دست میگرفت و فردای این سرزمین را میساخت، امروز از فرط فقر، بیکاری و بیسرنوشتی، کتابها را بسته و آواره مرزها شده است. جوانان ما آرزوهایشان را در ساکی کوچک میپیچند و قدم در مسیرهای مرگبار قاچاق به سوی کشورهای همسایه و بهویژه ایران میگذارند؛ راهی تاریک که در هر گامش خطری کمین کرده است. پیکر پاک این جوانان یا نشانه گلوله مرزبانان میشود، یا زیر شکنجه دزدان و قاچاقبران انسان متلاشی میگردد و یا در هرم آتشین و بیرحم بیابانها از فرط تشنگی جان میدهد تا ریگزارها به گورستان آرزوهایشان بدل شود.